به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، سومین نشست از سلسلهنشستهای «تعلیم و تربیت کودک و نوجوان از منظر امام شهید(ره)» روز سهشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ با حضور علی فاطمیپور، مدرس و پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت، برگزار شد.
فاطمیپور در آغاز این نشست با مرور مباحث جلسههای پیشین گفت: در کنار آموزش و جریان علمی، شکلگیری «هویت تمدنی» یا به تعبیری هویت ایرانیاسلامی در کودکان و نوجوانان اهمیت زیادی دارد؛ بهگونهای که نوجوان خود را بخشی از مسیر پیشرفت جامعه بداند و نگاه او تنها به سود و منفعت فردی محدود نشود.
وی افزود: وقتی چنین هویتی شکل بگیرد، مسئله فرد این میشود که مسئولیت و وظیفه او در جامعه چیست، چه نیازها و خلأهایی وجود دارد و در کدام بخش میتواند برای پیشرفت جامعه اثرگذار باشد.
این مدرس حوزه تعلیم و تربیت با اشاره به اهمیت معرفی الگوهای معاصر به نوجوانان، بر معرفی شخصیتهای علمی و اثرگذار متناسب با فضای امروز نسل نوجوان تأکید کرد و گفت: معرفی الگوهای ملموس و نزدیک به زمانه نوجوان میتواند در شکلگیری هویت و احساس مسئولیت اجتماعی او اثرگذار باشد.
عادت دادن کودکان به فکر کردن
فاطمیپور در ادامه با اشاره به روشهای تربیتی مورد تأکید در اندیشه امام شهید(ره)، «عادت دادن کودکان و نوجوانان به تفکر» را یکی از نخستین این روشها دانست و گفت: منظور از فلسفه برای کودک، پرداختن به موضوعهای پیچیده و سنگین نیست، بلکه باید ذهن کودک را به فهمیدن، اندیشیدن و خردورزی عادت داد.
او افزود: فکر کردن یک قالب تربیتی است که میتوان محتواهای مختلف را در آن قرار داد. حلقههای گفتوگو، کندوکاو، پرسشگری و گفتوگوهای آزاد از جمله قالبهایی است که میتواند زمینه پرورش فکر را فراهم کند.
فاطمیپور با تأکید بر اینکه مربی نباید تنها انتقالدهنده اطلاعات باشد، گفت: به جای اینکه مطالب و ارزشها به صورت یکطرفه برای کودکان بیان شود، میتوان محتوا را به پرسش تبدیل کرد و سناریویی طراحی کرد که کودک و نوجوان خود به پاسخ برسد.
وی به استفاده از داستان در این زمینه اشاره کرد و افزود: داستانهای نیمهتمام یا داستانهایی که با پرسش همراهاند میتوانند کودک را به فکر کردن وادار کنند و به جای شنونده صرف بودن، او را در مسیر کشف و فهم قرار دهند.
این پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت با اشاره به مفهوم «تربیت در صحنه» یا «تربیت در متن زندگی» بیان کرد: تربیت تنها با گفتن و در کلاس درس اتفاق نمیافتد؛ کودک باید فرصت تجربه کردن، آزمون و خطا و یادگیری در موقعیتهای واقعی را پیدا کند.
خودباوری؛ زمینهای برای پرورش فکر
فاطمیپور خودباوری و اعتماد به نفس را دومین محور مهم در روش تربیتی دانست و گفت: باید کودک را از آغاز دارای اعتماد به نفس و باور به هویت خود پرورش داد. کودکی که خودش را باور نداشته باشد، کمتر به فکر کردن، اظهار نظر و تجربه کردن روی میآورد.
وی با اشاره به نام «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» اظهار کرد: تأکید بر «پرورش فکری» در نام کانون معنا و ظرافت ویژهای دارد و این پرورش فکر نیز بدون اعتماد به نفس، باور به هویت و خودباوری شکل نمیگیرد.
او افزود: وقتی کودک تصویری از خود به عنوان انسانی توانمند و اهل فکر داشته باشد، راحتتر وارد گفتوگو میشود، نظر میدهد و برای حل مسئله تلاش میکند.
این مدرس حوزه تعلیم و تربیت تأکید کرد: مربی باید افق نگاه خود را بالاتر ببرد و به جای تمرکز بیش از اندازه بر خطاهای کوچک کودکان و نوجوانان، تواناییها و ظرفیتهای آنان را ببیند و این باور را در آنان شکل دهد که میتوانند در جامعه و محیط پیرامون خود اثرگذار باشند.
فاطمیپور گفت: مربیان در هر حوزهای که فعالیت میکنند، از قصهگویی و هنر گرفته تا دیگر فعالیتهای فرهنگی و آموزشی، میتوانند این نگاه را به کودک منتقل کنند که مهارت و دانشی که میآموزد، میتواند برای انجام کاری مؤثر و مفید به کار گرفته شود.
کلاسهای کانون میتواند مسئلهمحور باشد
فاطمیپور در ادامه، تقویت مهارتهای زندگی و بهویژه توانایی حل مسئله را یکی دیگر از محورهای مهم تربیتی عنوان کرد و گفت: آموزش مهارت حل مسئله به کودکان و نوجوانان کمک میکند در مواجهه با دشواریها عقبنشینی نکنند و به جای متوقف شدن، به دنبال راهحل باشند.
وی افزود: بهتر است حتی در ادبیات تربیتی، به جای تأکید بر «مشکل»، از واژههایی مانند «مسئله» و «چالش» استفاده کنیم؛ چرا که مسئله چیزی است که میتوان برای حل آن فکر و تلاش کرد.
این پژوهشگر، انتخاب دوست، اختلاف با دوستان یا اعضای خانواده، نگرانی درباره آینده، شیوه درس خواندن و مسائل مالی را از جمله موضوعهایی دانست که کودکان و نوجوانان در زندگی واقعی با آن روبهرو هستند و افزود: مربی نمیتواند نسبت به این مسئلهها کاملاً بیتفاوت باشد.
فاطمیپور پیشنهاد کرد در برنامههای کانون به آموزش مهارت حل مسئله توجه ویژه شود و گفت: حتی اگر کلاس مستقلی برای این موضوع در نظر گرفته نشود، هر مربی میتواند فعالیت خودش را مسئلهمحور طراحی کند.
وی برای نمونه به فعالیت قصهگویی اشاره کرد و افزود: به جای آنکه مربی داستان آمادهای را در اختیار کودک قرار دهد، میتواند از او بخواهد درباره انتخاب داستان مناسب، ویژگیهای آن، منابع پیدا کردن داستان و شیوه ارائه آن فکر کند. در این مسیر کودک جستوجو، گفتوگو، مقایسه و تصمیمگیری را تجربه میکند و عملاً مهارت حل مسئله را میآموزد.
او بیان کرد: هرچه برنامهها و کلاسهای ما فرصت بیشتری برای مواجهه کودک با مسئله و یافتن راهحل ایجاد کند، در تقویت این مهارت موفقتر عمل کردهایم.
آموزش غیرمستقیم و بازیمحور در سنین کودکی
فاطمیپور در بخش دیگری از این نشست با تأکید بر پرهیز از آموزش مستقیم در سنین کودکی گفت: در این دوره، آموزشهای مستقیم و یکطرفه اثربخشی کمتری دارد و باید از روشهای غیرمستقیم، تجربهمحور و متناسب با ویژگیهای کودک استفاده کرد.
وی با اشاره به اهمیت بازی در زندگی کودکان و نوجوانان افزود: بخش مهمی از یادگیری در این سنین میتواند در قالب بازی و فعالیتهای جذاب اتفاق بیفتد و به همین دلیل کلاسها باید تا حد امکان سناریومحور و بازیواره طراحی شوند.
این مدرس حوزه تعلیم و تربیت «برنامهسازی تربیتی» را راهی برای تبدیل اهداف آموزشی و تربیتی به تجربههای جذاب دانست و گفت: مربی میتواند هدف خود را به چند گام تبدیل کند؛ در یک مرحله مسابقه طراحی کند، در مرحلهای دیگر کودکان را به کشف و جستوجو وادارد و سپس از گفتوگو، مشاهده فیلم، مصاحبه با خانواده یا فعالیتهای گروهی استفاده کند تا کودک گامبهگام و با میل و رغبت به هدف آموزشی برسد.
فاطمیپور تأکید کرد: کودکان و حتی بزرگسالان از بازی و تجربه لذت میبرند، اما آموزش مستقیم و یکطرفه معمولاً چنین جذابیتی ندارد؛ بنابراین هرچه آموزش به تجربه، سناریو، بازی و کشف نزدیکتر شود، زمینه مشارکت و یادگیری عمیقتر فراهم خواهد شد.
وی در پایان این نشست به پرسشهای شرکتکنندگان درباره روش پاسخگویی به پرسشها و شبهههای نوجوانان و همچنین سناریونویسی برای برنامههای تربیتی پاسخ داد و بر اهمیت توجه به شیوه پاسخگویی، پرورش فکر نوجوان و طراحی برنامههای تربیتی متناسب با نیازهای او تأکید کرد.
