به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، متن کامل دلنوشته بهناز مهدیخواه نویسنده، کارکردان و بازیگر تئاتر و مدرس دانشگاه به شرح زیر است:
زمزمهی اندوه رویاهای ناتمام
میگویند کودکان به همراه فرشتهها رهسپار زمین میشوند، همچون درخت ریشههای بازوان خود را در خاک زمین مادری فرو میبرند تا شاخسار اندیشه را در نور بالا ببرند.
کودکان در کنار فرشتگان آنگونه در جهان پیدا گام برمیدارند که نابینایی در زیر نور خورشید.
مادرت خاک! مادرت آسمان! دلواپس قدمهای کوچک توست و رویاهایت، رویاهایی که تا دیروز در خیال میپروراندید و امروز در واقعیت چیزی فراتر از رویای خویش را یافتهاید...
ناخواسته باید به همهمههای جهان گوش فرا دهید، سوداگران و جنگاورانی که آمدهاند روحتان و این رویاهای کودکانه را زخمی کنند.
به آنی برفراز خانهای، موج انفجار با غبارهای خاکستری در هم میآمیزد و بر روی کودکی که در گهواره خفته ذوب میشود و کودک بیدار نمیشود... شاید همیشه با خواب است که امور بزرگ آغاز میشود، همیشه از کوچکترین رخنه است که اتفاقهای بزرگ رخ میدهد، بیخبر و پرجنجال.
کودک و فرشته، گهوارهی زندگی را ترک میکنند. ما میمانیم و خوابهایی که به ناله ختم میشود و نمیدانیم چگونه پنهان کنیم اندوهی که با آوایی بیواژه عجین شده است.
فرزندم! آسوده بیارام! تو را جاودانه دوست خواهیم داشت، پیش از آنکه در سرزمین مادریات شگفتزده به خواب ابدی فرو روی! دیرزمانی پس از پایان زمانها دوستت خواهیم داشت و باور داریم که روزی بیدار میشوی و سخن میگویی با همهی آفرینش.
دلبندم! ما را ببخش که فقط میتوانیم دوستت داشته باشیم ما که در عصر خود تنها زادهی اضطراب جهانیم.
یادآوری میشود نمایش «میخوام به دنیا بیام» به کارگردانی بهناز مهدیخواه از تولیدات خانه نمایش امید است که با همکاری مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قرار بود اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ در پلاتو آیینه مرکز تئاتر کانون اجرا شود، که به علت شروع جنگ رژیم صهیونیستی آمریکایی به تعویق افتاد.
