خلاقیتِ هنرمندان فرمول‌ها را به وجود می‌آورد

دهمین نشست تخصصی با عنوان «اقتباس برای فیلم‌نامه انیمیشن» با حضور اشکان رهگذر و اصغر صفار کارگردان، محمدرضا مقدسیان منتقد و شیوا مقانلو مجری در چهارمین روز جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران برگزار شد.

به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، در این نشست تخصصی انیمیشن‌های کوتاه «زال و سیمرغ» و «سنجاب» و انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» در زمینه اقتباس مورد بحث و بررسی قرار گرفتند.

اقتباس متنی و بصری در انیمیشن «افسانه زال و سیمرغ»

مقدسیان درباره این‌که هنرمندان چطور باید اساطیر را در کارهایشان بازنمایی کنند گفت: شاید این‌طور به نظر بیاید که یکی از ساده‌ترین راه‌های رسیدن به فیلم‌نامه، اقتباس است. چون فیلم‌نامه‌نویس چند قدم از کسی که می‌خواهد قصه‌نویسی را معرفی کند جلوتر خواهد بود. چون او درباره داستانی می‌نویسد که برای همه آشناست و احتمالاً مخاطبان منتظر این هستند که ببینند فیلم‌ساز چه رویکرد جدیدی نسبت به آن اثر داشته است.

او تأکید کرد: هر چند که لزوماً این‌گونه نیست، گاهی اقتباس به شکل بازنمایی عین به‌عین اتفاق می‌افتد. ساده‌ترین نوع اقتباس نعل به نعل ساختن آن اثر است. در شکل دیگر، فیلم‌ساز می‌تواند رویکرد و دیدگاه خودش را به آن فیلم تزریق کند.

این منتقد درباره انیمیشن «افسانه زال و سیمرغ» گفت: در این انیمیشن فرض بر این شده که مخاطب کل داستان را می‌داند و حالا تصمیم گرفته‌شده تا فضای مینیاتوری با ادبیات کهن در کنار هم قرار بگیرند.

صفار درباره نوشتن فیلم‌نامه گفت: نقاط مبهم و گنگ در بحث اقتباس در ایران بسیار زیاد است. ما آثار کمی درباره آموزش اقتباس نویسی در حوزه نشر داریم. این موضوع در حالی است که ۸۰ درصد فیلم‌های اسکار اقتباسی هستند.

او ادامه داد: «افسانه زال و سیمرغ» قسمتی از یک مجموعه است که با نگاه تجاری ساخته ‌شده است. سعی کردیم اقتباس ادبی و شیوه نمایش را با هم تلفیق کنیم. چون به نظرمان شیوه نگارگری با روح اثر، یعنی شاهنامه نزدیکی بیشتری داشت.

افسانه بخشی فیلم‌نامه‌نویس هم درباره نگارش این فیلم‌نامه گفت: زمانی که می‌خواهید اثر ادبی بزرگی مانند شاهنامه را در ۸ دقیقه روایت کنید،   آن‌هم اثری که مهم‌ترین وجهش کلام است. این کلام از ما گرفته و تبدیل به تصویر شد.

اقتباسی از افسانه‌های اسکاندیناوی

انیمیشن «سنجاب» به کارگردانی مایکه مولر در این نشست به نمایش درآمد. سپس مقانلو با اشاره به این‌که قصه این انیمیشن اقتباسی از افسانه‌های شمال اروپا است گفت: ملت‌های شمال اروپا، اسکاندیناوی در اسطوره‌هایشان این باور را دارند که درخت زندگی وجود دارد و در بالای آن عقابی زندگی می‌کند. این عقاب پایش به شاخه‌های درخت بسته شده است و در زیر ریشه‌های این درخت، در اعماق زمین یک مار زندگی می‌کند. سنجابی وجود دارد که پیام‌رسان بین عقاب و مار است. در ادامه فیلمی از مولر در این نشست پخش شد.

محمدرضا مقدسیان بعد از پخش دمو انیمیشن سینمایی «آخرین داستان» گفت: احتمالاً سال‌هاست که انیمیشن ایران و دنیا را دنبال می‌کنید. به نظرم دیگر می‌توانم اعلام کنم در حوزه ساخت انیمیشن بلند ما داریم جهانی فکر می‌کنیم. یعنی اگر قرار بود اثر بلند انیمیشن ساخته شود که هم ایرانی است و هم سینماست و قابل‌اتکا و ارجاع است، «آخرین داستان» این اتفاق را رقم‌زده است.

 اشکان رهگذر با اشاره به اختلافات بسیار در تعریف مقوله اقتباس بیان کرد: من خیلی درباره تعریف اقتباس تحقیق کردم در برخی از منابع از آن به‌عنوان بازگویی یادشده بود و در برخی منابع دیگر بازآفرینی. بیشتر که تحقیق کردم متوجه شدم از قرن هشتم و نهم دراین‌باره اختلاف‌نظر هست. اما به نظر می‌آید در سینما بیشتر بازآفرینی باب شده است.

او تأکید کرد: جالب است که شاهنامه هم خودش به‌نوعی اقتباس است. یعنی فردوسی اثری دیگر که پیر بلخ آن را تا جایی پیش برده بود را دستمایه قرار داد تا شاهنامه را بسراید. رفتن به سمت شاهنامه ریسک بسیاری داشت. هر چند که موقع گرفتن پروانه ساخت به ما می‌گفتند که نمی‌توانید شاهنامه را تغییر دهید. این اثر مقدس است. اما بعد که به سراغ گرفتن بودجه‌اش رفتیم، گفتند ساخت انیمیشن درباره شاهنامه در اولویت ما نیست. درنهایت من خیلی با احتیاط جلو رفتم و سعی کردم نگاه شخصی خودم را هم وارد قصه‌گویی کنم. در ابتدای فیلم هم اشاره کردم که این فیلم برداشت «آزاد» ی از شاهنامه است.

رهگذر ادامه داد: تا این‌که دکتر خطیبی، شاهنامه‌پژوه را ملاقات کردم. او نگرش ما را تأیید کرد و گفت کار شما اول سینماست بعد شاهنامه. لازم نیست نعل به نعل آن را بازگویی کنید. چون اثر شما در وهله اول باید جذاب باشد و مخاطب با آن ارتباط برقرار کند. او شکسته‌نفسی می‌کرد و می‌گفت که کتاب پژوهشی مرا شاید ۵۰۰ نفر بیشتر نخوانند اما فیلم شما می‌تواند هزاران بیننده داشته باشد.

مقدسیان با بیان اینکه گاهی منتقدان خلاقیت هنرمندان را از بین می‌برند توضیح داد: گاهی در فضای دانشگاهی که ما منتقدان احتمالاً در شکل‌گیری آن نقش داشتیم. انگار آدم‌ها را تنبل بار می‌آوریم. ذهن‌ها را تبدیل به مرداب می‌کنیم و خلاقیت را از بین می‌بریم.

او ادامه داد: اول باید هنرمندانی باشند که فیلم بسازند که بعد آن دست‌مایه پژوهش قرار بگیرد و مفاهیم سینمایی تألیف شوند. این خلاقیت است که منجر به شکل‌گیری فرمول‌ها شده است. بنابراین همه‌چیز فرمول نیست.

مقدسیان با اشاره به صحبت‌های کارگردان «آخرین داستان» گفت: اگر شاهنامه سفارشی بود. یعنی بنیاد یا سازمان خاصی اصرار داشت که چنین فیلمی ساخته شود. آن‌وقت شاهد ساخت یک فیلم ضعیف بودیم اما اشکان رهگذر، آن‌طور که خودش می‌گوید به خاطر دوران کودکی و مأنوس بودنش با شاهنامه در معرض آن بوده است. بنابراین تجربه زیستی هنرمند بسیار در این زمینه اهمیت دارد.

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 8 =