وطنم اینجاست، خانواده‌ام همین جا هستند

برگزاری جشنواره پویانمایی تهران خدمت بزرگی به جامعه انیمیشن بود، چون ما در طول این چند روز آن‌قدر فیلم می‌بینیم، مطالعه و بحث ‌و گفتگو می‌کنیم که موجب می‌شود میل به ساختن فیلم در ما زیاد شود یا اینکه دوست داریم کارهای نیمه‌تمام را زودتر به اتمام برسانیم.

قرار گرفتن در جو جشنواره پویانمایی باعث می‌شود دلمان بخواهد بیشتر فیلم بسازیم در حالی که تا قبل از شکل‌گیری این جشنواره ما مجبور بودیم برای دستیابی به چنین موقعیتی هزینه بسیاری بپردازیم و با مدتی دویدن به دنبال گرفتن ویزا، به کشورهای دیگر سفر کنیم تا بتوانیم انیمیشن‌های جدید و روز دنیا را ببینیم. یادم می‌آید ‌آنقدر این فرصت برایم ارزشمند بود که با ‌وجود حساسیت چشم‌هایم به نور پرده سالن سینما، ساعت‌ها در سالن می‌ماندم و از قطره چشم استفاده می‌کردم تا بتوانم انیمیشن‌ها را تماشا کنم، اما امروز با وجود جشنواره بین‌المللی پویانمایی تهران دیگر نیازی به پرداخت چنین هزینه‌هایی نیست. به راحتی می‌توانیم از این امکانات که جشنواره در اختیارمان قرار می‌دهد، استفاده کنیم و فیلم‌های روز را ببینیم و اگر به فیلمی نرسیدیم، تکرارش را ببینیم. به نظر من همه این تلاش‌ها و امکانات، بسیار با ارزش است. قدر آن را می‌دانم و از هر کسی که در به وجود آمدن و تداوم این جشنواره نقش دارد، تشکر می‌کنم.
در دوره یازدهم پویانمایی تهران این شانس را داشتم که در کنار مایکل دودوک،کارگردان شناخته‌شده انیمیشن آثار جشنواره را داوری کنم. این همراهی برایم مانند یک رویا بود چون ایشان کارگردان حرفه‌ای، به‌نام و معروفی هستند. همین که در طول دوره داوری فرصت شد تا با آقای دودوک هم‌کلام شوم و با او درباره فیلم‌ها صحبت کنم، تجربه به‌یادماندنی و شیرینی برایم از جشنواره پویانمایی شد، البته از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خاطرات شیرین و به‌یادماندنی زیادی دارم.
«دویدم و دویدم» اولین انیمیشن من بود که در این جشنواره جایزه گرفت، ولی خاطره‌ای که هرگز از یادم نمی‌رود تماسی است که یک روز صبح از کانون با من گرفته شد و خبر دادند که فیلمم برنده جایزه مهمی از ژاپن شده است.
می‌خواهم احساسی را که به این جشنواره دارم با شما در میان بگذارم، از روز دوم که به جشنواره آمدم، همین که پایم را در محل برگزاری جشنواره پویانمایی تهران گذاشتم، همه چیز از یادم رفت، انگار گذشته‌ام را فراموش کردم. به‌هرحال این روزها همه‌چیز بحرانی و سخت است، همه دنیا روزهای پس از کرونا را تجربه می‌کنند، ولی برای من همین که به جشنواره آمدم، همه‌چیز رنگ فراموشی گرفت و احساس کردم وارد وطنم شده‌ام. نمی‌دانم این حرف خوبی است یا بد، ولی وطنم همین‌جاست و مردمم در همین‌جا حضور دارند، خانواده‌ام اینجا هستند. آنقدر از این حضور لذت بردم و آنقدر دیدارهای صمیمانه تجربه کردم که انگار گذشته‌ام و تجربه این دو، سه سال سختی که به دلیل شیوع کرونا پشت‌سر گذاشتیم، از یادم رفت؛ می‌خواهم بدانید که انقدر فضای دوسالانه پویانمایی تهران را دوست دارم.

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =