به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل، این نشست با حضور مربیان، کارشناسان و علاقهمندان حوزه کودک، به بررسی نسبت آموزش تاریخی، موزه و هویت ملی در فرآیند رشد کودکان و نوجوانان اختصاص داشت.
در این نشست علیاکبر زینالعابدین، نویسنده، معلم و روانشناس، با رویکردی تحلیلی به مفهوم هویت ملی پرداخت و تأکید کرد که هویت، امری ایستا، از پیش تعیینشده یا قابل انتقالِ مستقیم نیست، بلکه در تجربه زیسته، گفتوگو، پرسشگری و مشارکت فعال کودک شکل میگیرد.
به گفته او، هرگونه تلاش برای آموزش هویت بدون درنظرگرفتن نقش فعال کودک، به بازتولید کلیشهها و فاصله گرفتن نسل جدید از گذشته منجر میشود.
هویت ملی؛ عبور از افتخارگرایی و تکرار تاریخی
زینالعابدین با انتقاد از رویکردهای رایج در آموزش تاریخ به کودکان گفت: زمانی که گذشته فقط بهعنوان مجموعهای از افتخارها یا الگوهای غیرقابلدسترس معرفی میشود، کودک تنها به تماشاگر تاریخ تبدیل میشود. در چنین شرایطی، تاریخ نه الهامبخش، بلکه دور و بیارتباط با زندگی امروز کودک خواهد بود.

او افزود: اگر گذشته تنها در قالب دستور، نصیحت یا روایتهای بسته به کودک ارائه شود، نتیجه آن شکلگیری نسلی تکرارکننده است؛ نسلی که قادر به تحلیل، انتخاب و تصمیمگیری مستقل نخواهد بود. به باور او، هویت ملی زمانی معنا پیدا میکند که کودک بتواند میان گذشته، حال و آینده پیوند برقرار کند و نسبت خود را با تاریخ بفهمد.
این نویسنده حوزه کودک و نوجوان با اشاره به نقش موزهها در این مسیر تصریح کرد: موزه کودک باید بستری برای طرح پرسش باشد، نه پاسخهای آماده. اشیا، تصاویر و روایتهای تاریخی باید کودک را به اندیشیدن، گفتوگو و ساخت روایت شخصی سوق دهند. در این فرآیند، کودک نه مصرفکننده تاریخ، بلکه مشارکتکننده در فهم آن است.
تفکر موزهای؛ از اشیای تاریخی تا مسئولیت اجتماعی
زینالعابدین در ادامه سخنان خود، مفهوم «تفکر موزهای» را فراتر از یک فضای فیزیکی دانست و گفت: موزه یک نگاه است؛ نگاهی که میتواند در هر مرکز فرهنگی و حتی در یک کلاس درس یا کتابخانه شکل بگیرد. هر شیء ساده، هر تصویر یا هر روایت میتواند بهانهای برای گفتوگو درباره گذشته و نسبت آن با زندگی امروز باشد.
او زبان فارسی را یکی از مهمترین عناصر پیونددهنده ایرانیان در طول تاریخ معرفی کرد و افزود: زبان فارسی نه ابزار برتری، بلکه زبان ارتباط و گفتوگوی ملی است؛ زبانی که امکان همنشینی روایتهای متنوع فرهنگی، قومی و تاریخی را فراهم کرده و بستری برای شکلگیری هویت مشترک ایجاد کرده است. در کنار زبان، اسطورهها و روایتهای تاریخی مشترک نیز نقش مهمی در انتقال مفاهیم هویتی ایفا میکنند.
این معلم و روانشناس با ارائه نمونههایی از میراث ملموس و ناملموس ایران، از جمله قناتها و آیینهای جمعی، تأکید کرد: هدف آموزش موزهای، حفظ صرف گذشته یا بزرگنمایی آن نیست، بلکه استخراج شیوههای زیست، مسئولیتپذیری اجتماعی و همزیستی با طبیعت است؛ مؤلفههایی که میتوانند پاسخگوی بخشی از چالشهای امروز و آینده جامعه باشند.
زینالعابدین در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به نقش مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفت: مربیان کانون، واسطههای اصلی گفتوگو میان کودک و تاریخ هستند. اگر روایت کودک به رسمیت شناخته شود و فضای امن برای پرسشگری فراهم آید، موزه و فعالیتهای فرهنگی میتوانند به یکی از مؤثرترین ابزارهای شکلگیری هویت ملی آیندهمحور تبدیل شوند.
این نشست در پایان با گفتوگو با حاضران، تبادل نظر درباره تجربههای عملی مربیان و ارائه پیشنهادهایی برای طراحی فعالیتهای موزهمحور در مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به کار خود پایان داد.

